تبليغاتX
عاشقان سریال lost

عاشقان سریال lost

عکس . بیوگرافی . دانلود از سریال محبوب گمشدگان lost

لینک های داغ سری چهارم

+ نوشته شده در  87/08/28ساعت 17  توسط مدیریت سایت senatorsaw.com  | 

فصل دوم قسمت نهم Episode 9 - What Kate Did

خوب معني اين قسمت اگه درست باشه ميشه كيت چه كرد

خوب در اين قسمت فلش بك هاي كيت رو نشون ميده . در اولين فلش بك هم نشون ميده كه كيت چطور پدر معتاد و الكلي خودش رو كشت و به قول مامانم به هوا فرستاد .

از صحنه هاي اين قسمت تصميم گرفتم خلاصه وار بگم :

خوب يكي از صحنه هاي اين قسمت قسمتي كه ساوير كيت رو ميگيره و ميگه چرا منو كشتي ؟!؟!؟!؟

و كيت هم خودشو رها مي كنه و فرار مي كنه كه جك هم مي ياد ساوير رو در زمين پيدا مي كنه و سراغ كيت رو ميگيره .....................

خوب ديگر صحنه اين قسمت شكايت مادر كيت ازش و گرفتار شدن كيت به دام پليس در فلش بك .......................

خوب از صحنه هاي مهم اين قسمت كيت در جنگل يك اسب سياه مي بينه ................

كه همين اسب سياه در فلش بك كيت نيز وجود داره كه در باران جلوي ماشين پليس كه كيت رو مي بره مي ياد و باعث تصادف آنها ميشه ودر نهايت كيت فرار مي كنه .............

از صحنه هاي مهم اين قسمت فيلمي كه دزموند براي بازمانده ها به جاي گذاشته كه مايكل و آقاي اكو و لاك به آن نگاه مي كنند كه در آن كانتر و كار انبار رو توضيح ميده ......................

در ادامه آقاي اكو يك داستان به لاك تعريف مي كنه و خلاصه يك كتاب به لاك ميده كه در وسط كتاب يك فيلم جاسازي شده ............... و آقاي اكو توضيح ميده كه اين كتاب رو از جايي مثل اينجا پيدا كرده در اون طرف جزيره ...........

كه لاك هم متوجه ميشه هر دو فيلم در دست اينها به هم ربط دارن ....................و در هر دو يك نفر توضيح ميدهد ............................

خوب از صحنه هاي مهم اين قسمت در فلش بك ها كيت به پيش پدرش ميره كه يك ارتشي هست ...............و در آخر از پدرش مي پرسه كه چرا باعث شدي پدر اصلي خودم رو بكشم تو چرا اين كار رو نكردي كه پدر در جواب ميگه من قاتل نيستم ؟!؟!؟
 
در همين فلش بك وقتي كيت با پدرش هست در يك نما سعيد رو در تلوزيون نشون ميده در اين قسمت ؟!؟!؟!؟!

خوب از ديگر صحنه ها ارتباط مايكل با والت از طريق كامپيوتر انبار هست .........................

و ديگر صحنه اعتراف كيت به ساوير بيهوش كه وين ( همان پدر كيت ) من مجبور شدم و مي ترسم به ساوير نزديك بشم كه در اون تو رو مي بينم . كه در اين زمان ساوير بيدا ميشه و ميگه اين بهترين حرفي بود كه شنيدم اما وين كيه ؟!؟!؟!؟

خوب در آخر هم در بيرون انبار كيت و ساوير دوباره اون اسب سياه رو مي بينن كه كيت به ساوير ميگه اونو مي بيني ساوير هم ميگه اون اسب سياه بزرگ وسط جنگل رو مي گي آره مي بينم ........................

خوب تموم شد دوستان اگه چيزي رو دوباره از قلم انداختم لطف دار اينجا بگن .....................ممنون مي شم
+ نوشته شده در  87/08/13ساعت 17  توسط مدیریت سایت senatorsaw.com  | 

فصل دوم قسمت هفتم Episode 07 - The Other 48 Days

Episode 07 - The Other 48 Days
يکي از شاهکارهاي سريال اين اپيزود هست.
اين اپيزود پلي بکي ميزنه به 48 روز قبل ؛ از صحنه سقوط قسمت انتهايي هواپيما در قسمت ديگري از جزيره، معرفي بازيگران جديد و ورود آنها به داستان تا رسيدنشون به کمپ بازيگران قبلي.هر 48 روز ديده ميشوند و جزو معدود اپيزودهايي هست که هيچ پلي بکي به گذشته افراد نداره.
در همان لحظات ابتدايي آنا لوسيا و آقاي اکو معرفي ميشوند. آنا لوسيا و اکو سعي در کمک به ديگر بازمانده ها دارن،اولين کسي که اجساد رو از آب بيرون مياره و براي اونا دعا ميکنه آقاي اکو هست؛اما کسي نميدونه که اين مرد کشيش هست.همچنين اولين کسي هست که احساس عدم امنيت ميکنه و در شب اول 2 نفر از ديگران رو ميکشه.
ليبي هم با روحيه فداکاري اش معرفي ميشود.
شب دوم ديگران از راه ميرسن و 9 نفر از بازمانده ها رو با خودشون ميبرن، آنا لوسيا که از ابتدا به گودوين شک داره که اون ممکنه جاسوس باشه با کشيدن نقشه اي( کندن گودال و زنداني کردن نيتان)مطمئن ميشه که اون از افراد داخل هواپيما نيست و با شم پليسي که داره ازش اعتراف ميگيره که از افراد ديگران هست و اونو ميکشه.



يکي از صحنه هاي فراموش نشدني اين اپيزود صحنه اي هست که برنارد از بيسيم پيامي ميشنود، (اما در اون طرف و در سيزن 1 اپيزود 19 ما شاهد بوديم که بون وقتي وارد اون هواپيما که بالاي صخره هست ميشه سعي ميکنه با بيسيم پيغام کمکي بفرسته که در حين فرستادن پيغام هواپيما ميفته و مکالمه ادامه پيدا نميکنه،اگه بون زنده ميموند و ميگفت با بيسيم بافردي صحبت کرده که اونم گفته ما هم از بازمانده هاي پرواز 815 هستيم بقيه افراد ميفهميدن که کسان ديگري هم از بازمانده هاي سقوط هواپيما توي جزيره هستن،البته لاک صداي اين مکالمه رو شنيد ولي هيچوقت به کسي نگفت)؛ ولي آنا لوسيا بيسيم رو از برنارد ميگيره و خاموش ميکنه و ميگه اين پيغام رو ديگران ميفرستن براي اينکه جاي ما رو پيدا کنن.



 

اما از صحنه هاي به ياد ماندني اين اپيزود اونجايي هست که آنا لوسيا کنار رودخونه داره گريه ميکنه و به آقاي اکو ميگه "چرا الان داري بعد از 40 روز حرف ميزني؟" اکو هم در جواب ميگه  "تو هم 40 روز صبر کردي تا گريه کني"



اما صحنه اي که پلي بکهاي 48 روز رو به Today پيوند ميده بسيار مورد توجه هست.
جين،ساير و مايکل به همراه آنا لوسيا و اکو و ليبي به سمت کمپ گشمدگان ميرن، در نزديکي کمپ آنا لوسيا که بار هم احساساتش برش چيره ميشه(در پلي بکهاش به وفور ميتونيد اين مورد رو ببينيد) به سمت شانون تير ميزنه و اونو ميکشه.
( اگه اشتباه نکنم يک بار هم در زمان پليس بودنش يک شليک اشتباه هم داشته)

 


 
در پایان باید بگم چون از این سبک پلی بک زدن در سریال چند بار استفاده شده ، نظر شخصی من اینه که در آخرین فصل سریال چنین پلی بکهایی رو شاهد خواهیم بود که از اولین معماها روقبل از وقوع کاملا شرح خواهد داد.

 

+ نوشته شده در  87/08/13ساعت 17  توسط مدیریت سایت senatorsaw.com  | 

فصل دوم قسمت اول Episode 1- Man of Science, Man of Faith

سيزن دو ايپزود يك خوب اين اول سيزن دو هست كه اسم اين اپيزود به فارسي ميشه البته فكر كنم اگه درست باشه مردعلم و مرد ايمان

خوب اولين صحنه اين قسمت مثل قسمت اول از داخل چشم دزموند دوربين بيرون مي ياد و اين قسمت با نشان دادن داخل دريچه و كارهايي كه

دزموند انجام ميده شروع ميشه . بعد ما براي اولين بار اون داروهايي رو كه دزموند فكر مي كنه در بيرون از دريچه بيماري هست رو مي بينيم

كه به خودش تزريق مي كنه . بعد از دريچه خارج مي شويم و به زماني ميرويم كه لاك با ديناميت با توجه به مخالفت هاي هارلي در دريچه رو

منفجر مي كنه . در اين قسمت فلش فورد هاي جك رو مي بينيم كه چگونه با سارا آشنا ميشه و جون اون رو نجات ميده . بعد هم در فلش فورد ها

با دزموند براي اولين بار آشنا ميشيم كه در استاديوم با جك در حال يه طور مسابقه هست . كه با صدمه ديدن موچ پاي جك جك نيز با دزموند آشنا

مي شود . خوب هان ببخشيد از قلم افتاد در اين قسمت با اعداد نيز بيشتر آشنا مي شويم كه دزموند براي برگرداندن كانتر به حالت اول يعني 108 اعداد

را وارد كامپيوتر مي كند . با وارد شدن لاك و كيت به دريچه در اين قسمت جك نيز به دنبال آنها وارد دريچه ميشود . خوب اين قسمت تا حدي به

سوالات ايجاد شده در سيزن 1 پاسخ ميده اما سوالات بيشتري رو ايجاد مي كنه.

نکته : یکی از قسمتهای خیلی خوب و مورد علاقه منم هست
جک و دزموند قبلا همدیگه رو تو ورزشگاه دیده بودن
جک در نگاه اول میگه: تو .... یه چیزایی یادش میاد که قبلا اونو دیده ولی دزموند اونو به یاد نمیاره
نقطه شروع هم فکر کنم با اون صدای هشدار دهنده بود.
یه نکته ای هم که در تاپیک صحنه های معما برانگیز در فیلم ، گفته بودم و کسی هم اتفاقا جواب نداد!! رو دوباره اینجا هم میگم:
شانون در کمپ خودش لحظه ای والت رو میبینه (والت با پدرش و سایر با قایق رفته بودن)
شانون در صدد برمیاد که والت رو پیدا کنه برای همین لباسش رو به وینسنت میده تا بو بکشه و والت رو پیدا کنه
ولی وینسنت اونو میبره به قبر بون و همونجا میشینه!
چرا وینسنت همچین کاری میکنه؟

وقتی سیزن 2 رو شروع کردم و این قسمت رو دیدم هیچ فکر نمیکردم که اون مردی که از خواب بیدار میشه ، ورزش میکنه ، دوش میگیره و... دزموند و اون هم زیر جزیره و اون دریچه باشه.
امیدوارم بقیه دوستان هم بگن، اولین عکس العملشون بعد از اینکه فهمیدن این آقا (دزموند) توی دریچه زندگی میکنه چی بوده؟؟
من که فکر میکردم یه فلاش بک هست.

+ نوشته شده در  87/08/13ساعت 17  توسط مدیریت سایت senatorsaw.com  | 

لینک های داغ سری سوم

+ نوشته شده در  87/08/03ساعت 22  توسط مدیریت سایت senatorsaw.com  |