خوب معني اين قسمت اگه درست باشه ميشه كيت چه كرد
خوب در اين قسمت فلش بك هاي كيت رو نشون ميده . در اولين فلش بك هم نشون ميده كه كيت چطور پدر معتاد و الكلي خودش رو كشت و به قول مامانم به هوا فرستاد .
از صحنه هاي اين قسمت تصميم گرفتم خلاصه وار بگم :
خوب يكي از صحنه هاي اين قسمت قسمتي كه ساوير كيت رو ميگيره و ميگه چرا منو كشتي ؟!؟!؟!؟
و كيت هم خودشو رها مي كنه و فرار مي كنه كه جك هم مي ياد ساوير رو در زمين پيدا مي كنه و سراغ كيت رو ميگيره .....................
خوب ديگر صحنه اين قسمت شكايت مادر كيت ازش و گرفتار شدن كيت به دام پليس در فلش بك .......................
خوب از صحنه هاي مهم اين قسمت كيت در جنگل يك اسب سياه مي بينه ................
كه همين اسب سياه در فلش بك كيت نيز وجود داره كه در باران جلوي ماشين پليس كه كيت رو مي بره مي ياد و باعث تصادف آنها ميشه ودر نهايت كيت فرار مي كنه .............
از صحنه هاي مهم اين قسمت فيلمي كه دزموند براي بازمانده ها به جاي گذاشته كه مايكل و آقاي اكو و لاك به آن نگاه مي كنند كه در آن كانتر و كار انبار رو توضيح ميده ......................
در ادامه آقاي اكو يك داستان به لاك تعريف مي كنه و خلاصه يك كتاب به لاك ميده كه در وسط كتاب يك فيلم جاسازي شده ............... و آقاي اكو توضيح ميده كه اين كتاب رو از جايي مثل اينجا پيدا كرده در اون طرف جزيره ...........
كه لاك هم متوجه ميشه هر دو فيلم در دست اينها به هم ربط دارن ....................و در هر دو يك نفر توضيح ميدهد ............................
خوب از صحنه هاي مهم اين قسمت در فلش بك ها كيت به پيش پدرش ميره كه يك ارتشي هست ...............و در آخر از پدرش مي پرسه كه چرا باعث شدي پدر اصلي خودم رو بكشم تو چرا اين كار رو نكردي كه پدر در جواب ميگه من قاتل نيستم ؟!؟!؟
در همين فلش بك وقتي كيت با پدرش هست در يك نما سعيد رو در تلوزيون نشون ميده در اين قسمت ؟!؟!؟!؟!
خوب از ديگر صحنه ها ارتباط مايكل با والت از طريق كامپيوتر انبار هست .........................
و ديگر صحنه اعتراف كيت به ساوير بيهوش كه وين ( همان پدر كيت ) من مجبور شدم و مي ترسم به ساوير نزديك بشم كه در اون تو رو مي بينم . كه در اين زمان ساوير بيدا ميشه و ميگه اين بهترين حرفي بود كه شنيدم اما وين كيه ؟!؟!؟!؟
خوب در آخر هم در بيرون انبار كيت و ساوير دوباره اون اسب سياه رو مي بينن كه كيت به ساوير ميگه اونو مي بيني ساوير هم ميگه اون اسب سياه بزرگ وسط جنگل رو مي گي آره مي بينم ........................
خوب تموم شد دوستان اگه چيزي رو دوباره از قلم انداختم لطف دار اينجا بگن .....................ممنون مي شم