| |
|
عکس . بیوگرافی . دانلود از سریال محبوب گمشدگان lost
| |
|
|
| |
| |
|
| |
Episode 07 - The Other 48 Days يکي از شاهکارهاي سريال اين اپيزود هست. اين اپيزود پلي بکي ميزنه به 48 روز قبل ؛ از صحنه سقوط قسمت انتهايي هواپيما در قسمت ديگري از جزيره، معرفي بازيگران جديد و ورود آنها به داستان تا رسيدنشون به کمپ بازيگران قبلي.هر 48 روز ديده ميشوند و جزو معدود اپيزودهايي هست که هيچ پلي بکي به گذشته افراد نداره. در همان لحظات ابتدايي آنا لوسيا و آقاي اکو معرفي ميشوند. آنا لوسيا و اکو سعي در کمک به ديگر بازمانده ها دارن،اولين کسي که اجساد رو از آب بيرون مياره و براي اونا دعا ميکنه آقاي اکو هست؛اما کسي نميدونه که اين مرد کشيش هست.همچنين اولين کسي هست که احساس عدم امنيت ميکنه و در شب اول 2 نفر از ديگران رو ميکشه. ليبي هم با روحيه فداکاري اش معرفي ميشود. شب دوم ديگران از راه ميرسن و 9 نفر از بازمانده ها رو با خودشون ميبرن، آنا لوسيا که از ابتدا به گودوين شک داره که اون ممکنه جاسوس باشه با کشيدن نقشه اي( کندن گودال و زنداني کردن نيتان)مطمئن ميشه که اون از افراد داخل هواپيما نيست و با شم پليسي که داره ازش اعتراف ميگيره که از افراد ديگران هست و اونو ميکشه.

يکي از صحنه هاي فراموش نشدني اين اپيزود صحنه اي هست که برنارد از بيسيم پيامي ميشنود، (اما در اون طرف و در سيزن 1 اپيزود 19 ما شاهد بوديم که بون وقتي وارد اون هواپيما که بالاي صخره هست ميشه سعي ميکنه با بيسيم پيغام کمکي بفرسته که در حين فرستادن پيغام هواپيما ميفته و مکالمه ادامه پيدا نميکنه،اگه بون زنده ميموند و ميگفت با بيسيم بافردي صحبت کرده که اونم گفته ما هم از بازمانده هاي پرواز 815 هستيم بقيه افراد ميفهميدن که کسان ديگري هم از بازمانده هاي سقوط هواپيما توي جزيره هستن،البته لاک صداي اين مکالمه رو شنيد ولي هيچوقت به کسي نگفت)؛ ولي آنا لوسيا بيسيم رو از برنارد ميگيره و خاموش ميکنه و ميگه اين پيغام رو ديگران ميفرستن براي اينکه جاي ما رو پيدا کنن.

اما از صحنه هاي به ياد ماندني اين اپيزود اونجايي هست که آنا لوسيا کنار رودخونه داره گريه ميکنه و به آقاي اکو ميگه "چرا الان داري بعد از 40 روز حرف ميزني؟" اکو هم در جواب ميگه "تو هم 40 روز صبر کردي تا گريه کني"

اما صحنه اي که پلي بکهاي 48 روز رو به Today پيوند ميده بسيار مورد توجه هست. جين،ساير و مايکل به همراه آنا لوسيا و اکو و ليبي به سمت کمپ گشمدگان ميرن، در نزديکي کمپ آنا لوسيا که بار هم احساساتش برش چيره ميشه(در پلي بکهاش به وفور ميتونيد اين مورد رو ببينيد) به سمت شانون تير ميزنه و اونو ميکشه. ( اگه اشتباه نکنم يک بار هم در زمان پليس بودنش يک شليک اشتباه هم داشته)

در پایان باید بگم چون از این سبک پلی بک زدن در سریال چند بار استفاده شده ، نظر شخصی من اینه که در آخرین فصل سریال چنین پلی بکهایی رو شاهد خواهیم بود که از اولین معماها روقبل از وقوع کاملا شرح خواهد داد.
|
|
| |
|
|
|
|
|
|
| |
|
|
|
|
|